شوق

 

(انوری)

  • میل و رغبت فراوان به چیزی، اشتیاق

با یک دنیا شوق وصال دختر عمه‌اش را طالب بود. (مشفق کاظمی)

 

(دهخدا)

  • منتهای آرزوی نفس و میل خاطر، خواهان، رغبت و اشتیاق آرزومندی

صبر دیدیم در مقابل شوق آتش و پنبه بود و سنگ و سبوی (سعدی)

در شوق رخ تو بیشتر سوخت/ هر که به تو قرب بیشتر یافت (عطار)

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو